گونگ بوک وارد معبد ميشود و در آنجا با رييس موچانگ يون و افراد محافظ روبرو ميشود که تعجب ميکند ولي رييس موچانگ ميگويد چون يوم جانگ و دارو دسته اش ناپديد شده بهتر است که آنها محافظت از او را بطور کامل و دقيق انجام دهند گونگ بوک چاريونگ و خوبان امپراطور دريا مشغول دعا کردن ميشوند .گونگ بوک شب هنگام بار ديگر براي دعا به معبد ميرود.

او در آنجا بياد ارباب سول با او صحبت ميکند و ميگويد که حالا شمشير امپراطور و لقب کنسول دارد و مسئوليتش بسيار سنگين است ولي هيچ وقت تعليمات او را فراموش نخواهد کرد.از اينطرف رييس يانگ و باکيونگ به ملاقات يوم مون ميروند و رييس يانگ با ديدن حالت يوم مون ميگويد که انگار او احساسات خودش را تحت کنترل در آورده است !

گونگ بوک که نگران ناپديد شدن يوم جانگ است رييس موچانگ و يون را به ملاقات کيم يانگ (فرماندار) ميفرستد تا دراينباره از او سوال کنند اما فرماندار مگويد که از بابت آنها مشکلي پيش نخواهد آمد.رييس موچانگ و يون که به حرفهاي او شک کرده بودند بوسيله رشوه دادن به افسري که بازپرسي يوم جانگ را قبلا انجام داده بود خانه اي را که يوم جانگ در آن ميباشد را پيدا ميکنند

آنها شب هنگام بطور پنهاني وارد خانه ميشوند تا آنجا را بررسي کنند ولي بادارودسته يوم جانگ درگير ميشوند و ناچارا عقب نشيني ميکنند.خبر به کيم يانگ ميرسد و او دستور ميدهد که سريعا خانه قبلي تخليه و محل جديدي براي افراد انتخاب شود و از بابت اينکه کسي محلش را نخواهد فهميد اطمينان حاصل شود

جانگ هوا به ملاقات گونگ بوک در معبد مي آيد و نامه لرد کيم ووجينگ را به وي ميرساند سپس جانگ هوا درباره خطرات کاري که گونگ بوک قصد انجامش را دارد يعني برچيدن نظام طبقاتي و احتمال عکس العمل اشراف به وي هشدار ميدهد و همچنين اشاره ميکند که اينکار شايد خيانت به نظر بيايد

رييس موچانگ و يون بر روي کار ساختن سگرهاي ساحلي وپايگاهها نظارت ميکنند که ارباب جو مي آيد و ميگويد که چرا آنها به فکر ازدواج گونگ بوک نيستند؟ ارباب جو تصميم قاطعانه اي ميگيرد و به تنهايي به ملاقات جانگ هوا ميرود او در آنجا از جانگ هوا ميخواهد که به گونگ بوک کمک کند تا بتواند گذشته را پشت سر بگذارد و با چاريونگ ازدواج کند

جانگ هوا در ساحل به اين موضوع فکر ميکند و تصميمش را ميگيرد او ابتدا به سون جانگ و پدرش ميگويد که ميخواهد به شهر سلطنتي برود وبه اين خاطر اداره مسافرخانه را آنها بايد بر عهده بگيرند.سون جانگ سريعا موضوع را به گونگ بوک ميگويد گونگ بوک بياد حرفهاي جانگ هوا درباره علت جدايي از او و همچنين وظيفه او در مقابل مردم ستمديده ميافتد

جانگ هوا نيز بي اندازه در فکر ميباشد. سرانجام گونگ بوک و جانگ هوا بطور اتفاقي در جزيره اي که در اوايل آشنايي با هم رفته بودند يعني جزيره ساهيانگ با هم روبرو ميشوند .در آنجا جانگ هوا بار ديگر حرفهايش را تکرار ميکند و ميگويد که او براي خدمت به نايل السلطنه به شهر امپراطوري خواهد رفت.گونگ بوک او را در آغوش ميگيرد

جانگ هوا در آغوش گونگ بوک ميگويد که اگر او دوباره متولد شود دوست دارد که يک گل وحشي بينام در اين جزيره باشد و همين براي خوشبختي او کافيست گونگ بوک او را بخود ميفشارد اشک از ديدگان آنها جاريست و سرانجام دو عشق از همديگر جدا ميشوند و جانگ هوا به شهر امپراطوري ميرود

در شهر امپراطوري بازرس کل توطئه هايي را براي شوراندن اشراف عليه جانگ بوگو انجام ميدهد بانو جمي نيز در اين قضيه دست دارد.گونگ بوک سرانجام شبي پيش چاريونگ ميرود و ميگويد که قصد ازدواج با اورا دارد .او ميگويد که تمام عمرش مراقب او خواهد بود و جانگ هوا را فراموش خواهد کرد به اين شکل مراسم ازدواج گونگ بوک و چاريونگ در معبد اينوانگ برگزار ميشود

اما...هاجين که تازه خبر خوش بچه دار شدنش را به يون گفته بود در حال کشيک دادن در مراسم ازدواج ناگهان يوم جانگ را ميبيند و را تعقيب ميکند اما يوم جانگ متوجه ميشود و به باکيونگ و يکي از افراد ميگويد که مراقبش باشند آنها به هاجين حمله ميکنند و در درگيري باکيونگ با پا به شکم هاجين که حامله است ميکوبد که اين باعث ميشود خون از دهن هاجين بيرون بزند با اينحال او باز هم ميجنگد ولي سرانجام او کشته ميشود.....

مراسم ازدواج به پايان ميرسد و يون به دنبال هاجين ميگردد ولي اثري از او پيدا نميکند افراد براي پيدا کردن او ميروند و سرانجام جسد او را پيدا ميکنند يون با فهميدن موضوع با پاي پياده به آنجا ميدود و بعد صحنه هايي که دل آدم را بدرد در ميآورد....

يوم جانگ براي رسيدن به اهدافشان قصد رفتن به شهر امپراطوري و ملاقات با کيم ووجينگ را دارد.او براي اينکار به شهر امپراطوري ميرود ولي در حال رفتن محافظ جانگ هوا او را ميبيند و موضوع را به جانگ هوا ميگويد .جانگ هواي نگران هم براي پيدا کردن او به منزل لرد کيم ووجينگ ميرود و با ديدن يوم جانگ ترس بر وجودش ميافتد.....





















































































