وبمسترها پولدار شويد !! هر کليک 300 ريال

کليک کنيد

*در پيشرفته ترين سيستم وبلاگ نويسي*

در 30 ثانيه ((رايگان و با کمترين محدوديت))

وبمسترها پولدار شويد !! هر کليک 300 ريالIPلينک دوستان نجوم - دانلود download امپراطور دريا بازي موبايل نرم افزار کرک کد لينک
شکيبايى به اندازه مصيبت فرود آيد ، و آن که به هنگام مصيبت دست بر رانهايش زند ثوابش به دست نيايد . [نهج البلاغه]
امروز: پنجشنبه 31 مرداد 1387
   1   2   3   4      >

ستاره‌شناسان تصاوير کهکشان‌هاي شگفت انگيز جواني را دريافت کرده‌اند که با وسعت تنها 5000 سال نوري، معادل 200 ميليارد برابر خورشيد جرم دارند.


 


اين مجموعه شامل نه کهکشان است که هر کدام قسمتي از وسعت يک کهکشان رشد يافته امروزي را پوشش‌ ‌مي‌دهند اما به اندازه کل آن ستاره دارند. نسبت ابعاد و جرم اين کهکشان‌ها مثل اين است که نوزادي با 50 سانتيمتر قد، 80 کيلوگرم وزن داشته باشد!


کهکشانهاي فشرده!

 تصوير1:هر يک از کهکشان‌هاي چگال را مي‌توان در هسته کهکشان راه شيري جا داد

ما اين کهکشان‌ها را آن‌گونه مي‌بينيم که 11 ميليارد سال پيش بوده‌اند، هنگامي که جهان تنها سه ميليارد سال عمر داشت. به گفته دانشمندان نخستين بار است که در اين فاصله کهکشان‌هايي چنين فشرده ديده مي‌شوند. اين کهکشان‌ها در طي 11 ميليارد سالي که نورشان به زمين رسيده است، تغييرات زيادي کرده‌اند، بايستي پنج برابر بزرگتر شده باشند و اگر با کهکشان‌هاي ديگر برخورد کرده باشند، حتي بزرگتر.


تصاوير اين کهکشان‌ها با دوربين فروسرخ نزديک و طيف سنج تلسکوپ فضايي هابل برداشته شده و با استفاده از يک ليزر قوي اثرات جو زمين از روي آنها حذف شده است. تعيين اندازه اين کهکشان‌ها به دليل کوچکي و دوري زياد با محدوديت همراه است.


ستاره‌هاي اين کهکشان‌ها کوچکند و عمرشان نيم ميليارد تا يک ميليارد است. ستاره‌هاي سنگين‌تر قبلا با انفجار به تپ‌اختر تبديل شده‌اند.


آسمان يک سياره درون يک کهکشان فشرده

 تصوير2: نماي آسمان در يک سياره فرضي در يک کهکشان چگال. ستاره‌ها در آسمان اين سياره 200 برابر ستاره‌ها در آسمان زمين هستند

اين کهکشان‌هاي کوچک و چگال چگونه شکل گرفته‌اند؟ پاسخ به درستي مشخص نيست. يکي از احتمالات مطرح شده، واکنش ميان ماده تاريک و گاز هيدروژن در جهان در حال شکل‌گيري است. اندکي پس از مهبانگ، جهان ميدان متغيري از ماده تاريک بود. در اين زمان گاز هيدروژن در حباب‌هايي از ماده تاريک به دام افتاد و با چرخش سريع آن در گرداب گرانشي ماده تاريک، ستاره‌سازي با آهنگ بالايي آغاز شد. ماده تاريک نوعي ماده غير قابل مشاهده است که بيشتر جرم جهان را تشکيل مي‌دهد.


 


ستاره‌شناسان بر اساس جرم کهکشان‌ها که از روي رنگشان برآورد مي‌شود، دريافتند که ستاره‌ها در اين کهکشان‌ها با سرعت حدود 400 تا 500 کيلومتر بر ثانيه به گرد مرکز کهکشان مي‌چرخند. در کهکشان‌هاي امروزي ستاره‌ها بزرگ‌ترند و کندتر از ستاره‌هاي کهکشان‌هاي چگال، با نصف سرعت آن‌ها، حرکت مي‌کنند.


چند کهکشان چگال

تصوير3: نُه کهکشان چگال، چنانکه 11 ميليارد سال پيش بودند

اگرچه اين کهکشان‌ها نسبت به اندازه‌شان جرم زيادي دارند، اما هنوز در مقايسه با کهکشان راه شيري جرمشان کم است. کهکشان‌هاي ‌پرجرمي مانند راه شيري هم در گذشته بسيار کوچک بوده‌اند. به نظر مي‌رسد همه کهکشان‌ها گذشته متفاوتي داشته‌اند. کهکشان‌هايي که امروزه جزو بزرگترين‌ها هستند احتمالا در 11 ميليارد سال پيش کهکشانهاي فوق چگالي بوده‌اند که جرم نيمي از مجموعه کهکشان‌هاي چگال کشف شده را داشته‌اند


 


 نوشته شده توسط پيمان در سه‏شنبه 24/2/1387 و ساعت 9:0 عصر | نظرات ديگران()

قدرتمندترين انفجار عالم هنوز درخشان است. چنين انفجاراتي معمولا به سرعت کم‌نور مي‌شوند. اخترشناسان به دنبال دلايل نوراني ماندن اين انفجار هستند.


قدرتمندترين انفجاري که تاکنون در عالم رصد شده بود، حدود چهار هفته پيش به صورت «انفجار پرتو گاما» به وقوع پيوست. درخشش اين انفجار در تاريخ رصد انفجارها در کيهان بي‌نظير بود. اما آن‌چه بيش از خود انفجار عجيب است، پديده‌ي ديگري است. اين جرم هنوز در کهکشان ميزبان مي‌درخشد و باعث حيرت اخترشناسان شده است.


انفجار

اين پديده به سبب متلاشي شدن ستاره‌اي پرجرم رخ داده است. احتمالا جرم ستاره مذکور معادل 50 برابر جرم خورشيد بوده است. اين جرم در فاصله 5/7 (هفت و نيم) ميليارد سال نوري از ما قرار دارد. براي مختصر زماني در روز 29 اسفند، مي‌توانستيم جرمي چنين دوردست را به راحتي با چشم غير مسلح نظاره کنيم. با فاصله‌اي هزاران بار بيش‌تر از کهکشاني نزديک مثل « مثلث »، اما با همان ميزان درخشندگي.  درخشش اين انفجار 5/2 (دو و نيم) ميليون بار بيش از ابرنواختر درخشاني بود که در سال 2005 روي داد. اخترشناسان بر اين اميد بودند که بتوانند از کهکشان ميزبان اين ستاره تصوير برداري کنند اما عکس هابل که در 19 فروردين منتشر شد، نشان دهنده‌ي آن بود که نور کهکشان هنوز در درخشندگي انفجار شديد چهار هفته پيش پنهان است. 


 


 


تصور بر اين است که اين‌گونه فوران‌ها زماني رصد مي‌شوند که جهت جت‌هاي موادي که با سرعتي نزديک به سرعت نور حرکت مي‌کنند، مستقيم به سمت زمين باشد. همچنين دانشمندان عقيده دارند که هرچه جت‌ها باريک‌تر باشند و قطر مخروط آنها کم‌تر باشد، درخشندگي آن‌ها افزايش مي‌يابد. اين پرتوهاي گاما در مسير حرکت به سمت زمين نور مرئي توليد مي‌کنند. يعني جت‌ها، گازهاي اطراف خود را داغ مي‌کنند و باعث تابش آن‌ها مي‌شوند.   برخي از اخترشناسان عقيده دارند که درخشندگي زياد به اين سبب بوده است که ما دقيقا به درون جت‌ خيره شده‌ايم و در نتيجه انرژي زيادي به سمت زمين ارسال شده است، اما اگر اينگونه باشد با عوض شدن جهت جت‌ها درخشندگي نيز کم مي شوند. با توجه به درخشش زياد، اينگونه انتظار مي‌رفت که انفجار به سرعت کم نور شود. اما اين انفجار با بقيه تفاوت دارد و به گونه‌اي غيرمعقول درخشان مانده است و اين نمي تواند نشاني براي جت‌هاي باريک باشد.  


اما اگر جت ها زياد باريک نباشند انرژي آزاد شده بايد بسيار زياد باشد که بتواند نورانيت زياد را با توجه به فاصله‌ي جسم توضيح دهد. اين مي‌تواند نشانه‌اي باشد براي آن‌که انفجار کسر بزرگي از انرژي تابشي خود را به صورت گاما تابش کرده است و اين بيشتر از آن مقداري است که در انفجارهاي پرتو گاما شاهد هستيم.


 نوشته شده توسط پيمان در سه‏شنبه 3/2/1387 و ساعت 6:39 عصر | نظرات ديگران()

مقدمه


بشر از گذشته‌هاي دور در آرزوي پرواز بوده است. پرواز موجب نگرش جديدي در طرز تلقي بشر از زندگي شد. انساني که خود را محصور در خاک و آب مي‌ديد، با پرواز توانست خود را در گستره‌يي جديد و وسيع‌تر ببيند؛ ديگر کره زمين مسطح نبود. ديگر همه باور داشتند که زمين کروي شکل است و به دور خود و ستاره بزرگي به نام خورشيد در گردش است. به تازگي پنجاهمين سالگرد پرتاب نخستين شيء ساخت بشر که به فضاي خارج از زمين ارسال شده بود، از پيش رويمان گذشت. چهارم ژانويه 1985 نخستين ماهواره که به مدار زمين ارسال شده بود، پس از پايان ماموريت سه ماهه‌اش به زمين سقوط کرد. به همين مناسبت نگاهي داريم به تاريخچه ماهواره و شيوه و عملکرد آن.



تاريخچه


پيش از آنکه در دهه 1950 بشر وارد فضاي بيرون از زمين شود، انسان براي دستيابي به اطلاعات مختلف از دنياي اطراف خود به شيوه هاي گوناگوني متوسل مي‌شد که براي ما هم اکنون بسيار ابتدايي به نظر مي‌رسد. روزگاري انسان‌ها از بالاي کوه‌ها و تپه‌ها و مناطق مرتفع اوضاع را زير نظر داشتند. برج‌ها و باروها مکان‌هايي بودند که در آن نگهبانان، منطقه حکومت‌هاي خود را زير نظر داشتند. صدها سال بعد بالن اولين شيء ساخت دست بشر بود که توانست انسان را به آسمان ببرد. گفته مي‌شود ناپلئون براي اولين بار از بالن براي کسب اطلاعات از موقعيت نيروهاي دشمن براي ارتش خود استفاده کرد.


چند سال پس از اختراع هواپيما توسط برادران رايت، در جنگ جهاني اول براي نخستين بار از هواپيما براي بمباران مواضع دشمن و همچنين کسب اطلاع از موقعيت نيروهاي دشمن استفاده شد. اما حدود 40 سال پس از پايان جنگ جهاني اول بشر توانست نخستين شيء دست ساز خود را به مدار زمين ارسال کند. ماهواره شيء دست ساز بشر است که همچون يک ماه در مدار زمين در گردش است.


ظاهراً نخستين اشاره به ماهواره در ادبيات، نوشته‌يي از «ادوارد اورت هيل» است. او در سال 1869 در داستاني به نام «ماه آجري» از ماهواره‌يي حامل انسان نام مي‌برد که به دور زمين مي‌گردد. «ژول ورن» نيز در داستان «ميليون‌ها بگم» در سال 1879 از گلوله توپي نام مي‌برد که به طور ناخواسته در مدار زمين به گردش در آمده است. «کنستانتين تسيولکوفسکي» نيز در رساله خود به نام «اکتشاف فضاي کيهاني با وسايل عکس العملي» در ميان انبوهي از انديشه‌هاي نو در مورد فضانوردي، از ماهواره نيز نام مي‌برد. در سال 1945 «آرتور سي کلارک» نويسنده داستان‌ها‌‌ي علمي- تخيلي، براي اولين بار پيشنهاد کرد که ماهواره‌هاي ارتباطي براي تامين ارتباط در سراسر زمين در مدار ژئوسنکرون زمين قرار گيرند. به همين خاطر «کلارک» را پدر ماهواره مي‌نامند، زيرا او براي اولين بار به صورت علمي نظريه ساخت ماهواره را بيان کرد.


اسپوتنيک1

سرانجام در چهارم اکتبر 1957 نخستين شيء ساخت دست بشر با نام اسپوتنيک1 به فضا پرتاب شد. اسپوتنيک1 حاصل تحقيقاتي بود که دانشمندان علوم فضايي شوروي از سال 1955 آغاز کرده بودند. اولين شيء ساخت بشر توسط يک موشک به مدار زمين پرتاب شد. اسپوتنيک در هر 96 دقيقه يک دور کامل به دور زمين مي‌چرخيد و اطلاعات به دست آمده را به صورت سيگنال‌هاي راديويي به زمين ارسال مي‌کرد. اولين قمر مصنوعي بشر به اندازه يک توپ بسکتبال و وزن آن حدود 83 کيلوگرم بود. اسپوتنيک 1 داراي دو فرستنده راديويي در طول موج‌هاي 20 و 40 مگاهرتز بود و در مداري بيضوي در ارتفاع متوسط 250 کيلومتر به مدت 98 دقيقه به دور کره زمين چرخيد.


سه هفته پس از ورود اين ماهواره به مدار زمين، باتري‌هاي شيميايي آن تخليه شدند و ماهواره از کار افتاد. اسپوتنيک در مداري بيضوي با ارتفاع اوج 939 کيلومتر، حضيض 215 کيلومتر و زاويه مًيل 1/65 درجه، چرخش خود را به دور زمين آغاز کرد ولي به دليل اثرات جو زمين روزبه روز از ارتفاع مداري آن کاسته مي‌شد تا اينکه در چهارم ژانويه 1958 يعني سه ماه بعد از پرتاب، به زمين سقوط کرد.


دو سال بعد اتحاد جماهير شوروي توانست دومين ماهواره مصنوعي را با نام اسپوتنيک 2 به فضا پرتاب کند. اين بار سگي به نام لايکا ميهمان اين ماهواره کوچک بود که البته ظاهراً در همان دقايق نخست پرواز به علت فشار بسيار زياد حاصل از خروج از جو زمين مرده بود. اسپوتنيک 2 که وزنش برابر يک فولکس واگن بود بيش از پنج ماه در مدار زمين مي‌چرخيد.


با ورود بشر به عصر فضا انسان توانست اطلاعات بسياري را از سياره خود به دست آورد. «آرتور سي کلارک» که براي نخستين بار روياي ماهواره را در داستان‌هايش آورده بود، هم اينک شاهد ساخت نخستين ماهواره‌هايي بود که توسط شوروي به مدار زمين ارسال مي‌شدند. ماهواره‌ها مي‌توانستند اطلاعات نظامي، کشاورزي، طبيعي و جغرافيايي بسياري از کشورهاي مختلف را به دست آورند.


لايکا به همراه اسپوتنيک2


ماهواره


ماهواره شيئي است دست ساز بشر که همچون پرنده‌يي به دور مدار زمين، سيارات و اجرام منظومه خورشيدي در چرخش است. اندازه ماهواره ها معمولاً بين يک تا پنج متر است. از دهه 1970 دانشمندان به کمک کامپيوتر و نانوتکنولوژي تجهيزات پيشرفته يي را براي ماهواره‌ها اختراع و در آنها نصب کرده‌اند که بر موارد کاربري ماهواره‌ها افزوده است.


ماهواره‌ها به دو بخش کلي تقسيم مي‌شوند:


1- بار مفيد (محموله)


2- سکو (جايگاه).


ماهواره‌ها داراي تجهيزاتي همچون سيستم برق، مخزن سوخت، کامپيوتر، سيستم تامين انرژي، دوربين و آينه خورشيدي هستند. پس از ساخت ماهواره، آنها را توسط يک ماهواره بر، موشک يا حتي شاتل فضايي به فضا پرتاب مي‌کنند تا در مدار معين خود بر حول محور زمين قرار بگيرند. ماهواره برها به شکل موشک‌ها‌ي چندمرحله‌يي با سوزاندن سوخت شيميايي، انرژي لازم براي بردن ماهواره به مدار زمين را فراهم مي‌کنند. پس از قرار گرفتن ماهواره در ارتفاع مورد نظر، يک سامانه پيشران موشکي ديگر به کار مي‌افتد و ماهواره را در مدار مورد نظر قرار مي‌دهد. از جمله ماهواره برهاي معروفي که هم اکنون چند سالي است سازمان فضايي اروپا براي ارسال ماهواره به مدار زمين از آن استفاده مي‌کند، موشک آريان 5 ساخت فرانسه است.


ماهواره به طور مداوم در حال حرکت در مداري حول زمين است. بخشي از پژوهش هاي علمي و تخصصي که توسط ماهواره‌ها انجام مي‌شود، هرگز نمي‌تواند روي کره زمين جنبه عملي به خود گيرد.




امروزه ماهواره‌ها تنها براي کسب اطلاعات از کره خاکي ما کاربرد ندارند؛ هم اکنون چندين ماهواره پيشرفته علمي تحقيقاتي هستند که بر گرد خورشيد و اجرام منظومه خورشيدي در حرکتند و اطلاعات خود را از آن اجرام به مراکز مديريت ماهواره خود در زمين ارسال مي‌کنند.



ماهواره‌ها از لحاظ ماموريت خود به گونه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شوند


1-هواشناسي 2- ارتباطات راديويي و مخابراتي 3- رديابي 4- تحقيقاتي علمي 5- نظامي و جاسوسي.


ماهواره‌هايي که حول محور مدار زمين در گردشند در ارتفاع‌هاي متفاوتي از زمين قرار دارند. کمترين ارتفاع ماهواره‌ها از زمين حدود 200 کيلومتر و بيشترين آن حدود 36 هزار کيلومتر است. لازم به ذکر است که يک ماهواره تنها زماني مي‌تواند در مدار خود باقي بماند که شتاب ماهواره با نيروي گرانش جرمي (به طور مثال زمين) که به دور آن مي‌چرخد، تناسب و تعادل داشته و تحت تاثير آن باشد. در صورتي که شتاب ماهواره بيشتر از گرانش زمين باشد، ماهواره در مسيري مستقيم از زمين دور مي‌شود و بالعکس اگر شتاب ماهواره کمتر باشد به سمت زمين کشيده شده و برخواهد گشت.


پس از اتمام عمر ماموريت ماهواره، آنها معمولاً در نقاط خاصي از جمله اقيانوس ها سقوط مي‌کنند. البته پيش از سقوط هنگام برخورد با مولکول‌هاي خارجي ترين لايه اتمسفر سرعت ماهواره کم مي‌شود. در اين زمان نيروي گرانش، ماهواره را به سمت لايه‌هاي داخلي اتمسفر مي‌کشاند و هوايي که جلوي ماهواره قرار مي‌گيرد، در يک لحظه آنقدر فشرده و داغ مي‌شود که بخش اعظم آن مي‌سوزد و باقي مانده احتمالي آن در نقاط از پيش تعيين شده‌يي که اکثراً در اقيانوس‌ها و درياهاي آزاد است، سقوط مي کند.


مدار ماهواره‌هايي که به دور زمين در چرخشند به سه ارتفاع کلي نسبت به زمين تقسيم مي‌شوند:


1- ارتفاع کوتاه


براي پرتاب اين ماهواره‌ها به فضا، از انرژي کمتري نسبت به ماهواره‌هاي ارتفاع بالا استفاده مي‌شود. مکان اين ماهواره‌ها در ارتفاعي بين 200 تا 800 کيلومتر بر فراز جو زمين قرار دارند. در اينجا هوايي وجود ندارد تا باعث تماس و اصطکاک شود. به دليل نزديکي فاصله اين نوع ماهواره‌ها از سطح زمين، سرعت حرکت اين ماهواره‌ها خيلي بيشتر از سرعت دوران زمين به دور خود است. گاهي سرعت اين نوع ماهواره‌ها به 27359 کيلومتر در ساعت نيز مي‌رسد. با اين سرعت، اين نوع از ماهواره‌ها مي‌توانند در هر 90 دقيقه، يک دور کامل پيرامون زمين بگردند. تلسکوپ هابل که از رده ماهواره‌هاي مطالعاتي و علمي و مخصوص برنامه‌هاي نجومي است در مدار ماهواره‌هاي ارتفاع کوتاه قرار دارد (610 کيلومتري زمين) و دوره گردش آن 97 دقيقه است. ايستگاه‌هاي زميني اين قابليت را دارند که در طول شبانه روز 12 بار با ماهواره‌هاي ارتفاع کوتاه ارتباط برقرار کنند. در اين موارد جريان تبادل اطلاعات تا زماني که ماهواره از فراز ايستگاه زميني عبور مي‌کند، ادامه دارد که معمولاً حدود 10 تا 12 دقيقه است.


2- ارتفاع متوسط


اين ارتفاع در حدود 20 هزار کيلومتري زمين است و دوره گردش ماهواره‌هاي اين رده 12 ساعته است. اين ارتفاع خارج از اتمسفر زمين است. ماهواره‌هاي ردياب غالباً در اين ارتفاع قرار دارند.


3- ارتفاع بلند، زمين ثابت


مدار ارتفاع بلند يا مدار کلارک بر فراز استوا و در ارتفاع 35900 کيلومتري زمين قرار دارد. براي پرتاب اين ماهواره‌ها از انرژي بسيار زيادي استفاده مي‌شود. اين ماهواره‌ها حول محور عمودي زمين با سرعت و جهت برابر حرکت مي‌کنند، به همين دليل هنگام رصد اين ماهواره‌ها، همواره آنها به صورت جرم نوراني در يک نقطه ثابت به نظر مي‌رسند و به دليل همين ثبات داراي سايه‌يي ثابت (معروف به جاي پا) بر زمين هستند. ماهواره‌هاي ارتفاع بلند در ارتباط دائم و هميشگي با زمين قرار دارند.


لازم به ذکر است که اکثر ماهواره‌هاي مخابراتي در مدار زمين ثابت قرار گرفته‌اند. از آنجا که اين ماهواره‌ها هيچ پوششي روي قطب‌هاي شمال و جنوب ندارند، براي پوشش قطب‌ها از ماهواره‌هاي مدار قطبي استفاده مي‌شود. در واقع اين نوع از ماهواره‌ها شمالي‌ترين و جنوبي‌ترين قسمت نيمکره‌ها را پوشش مي‌دهند.


هم اکنون بيش از دو سال است که ما ايرانيان نيز داراي يک ماهواره اختصاصي مربوط به خود در فضا هستيم. ماهواره «سينا-1» (ZS4) که با مشارکت شرکت‌هاي روسي ساخته شد، نخستين ماهواره ايراني است که روز پنجشنبه 27 اکتبر سال 2005 (5 آبان 1384) به همراه يک ماهواره آموزشي روسيه و شش ميني ماهواره خارجي ديگر به وسيله يک فروند موشک حامل Kosmos-3M از پايگاه فضايي Plesetsk روسيه به فضا پرتاب شد و در 6 آبان در مدار مورد نظر قرار گرفت. اين ماهواره کاربرد مطالعاتي دارد و براي کاربردهايي مانند نقشه برداري، هواشناسي و کشاورزي و مواردي ديگر استفاده مي‌شود.


پايگاه plesetsk

اما اگر علاقه‌مند هستيد که اقمار مصنوعي زمين را در آسمان مشاهده کنيد، اندکي از شهرهاي بزرگ دور شويد تا در زير آسمان زيباي شب بتوانيد ماهواره‌هاي بسياري را رصد کنيد. ايستگاه فضايي بين‌المللي (ISS) و ماهواره‌هاي ايريديوم (مخابراتي) درخشان‌ترين اجرام ساخت بشر هستند که در مدار زمين قرار دارند. در سايت www.heavens-above.com اطلاعات مداري و زماني ماهواره‌هاي غيرنظامي و همچنين وضعيت آب و هواي مناطق مختلف جهان قرار دارد. با وارد کردن شهر محل سکونت خود در اين سايت مي‌توانيد از زمان و مسير حرکت ماهواره مورد نظر خود در طول سال مطلع شويد و آن را با چشم و در مواردي با ابزار رصدي رويت کنيد.


 نوشته شده توسط پيمان در شنبه 31/1/1387 و ساعت 2:43 عصر | نظرات ديگران()

چه چيز اين شکل نامعمول سفيد صخره‌اي را بر روي مريخ به وجود آورده است؟ احتمالي که بر سر آن بحث شده اين است که اين‌ها باقي‌مانده‌هاي نمک در کف يک درياچه‌ي باستاني است.


انگشتان سفيد اسرار آميز روي مريخ

 اما تحقيقات دقيقي که به تازگي انجام شده است اين فرض را رد مي‌کند. به نظر مي‌رسد ماده‌ي سبک حاصل از فرسايش، در نواحي اطراف پخش شده باشد. اين ماده شامل ترکيبي با چگالي بسيار کم است که احتمالا از خاکستر آتشفشاني يا گرد و خاک تشکيل شده است. تضاد بين صخره‌هاي روشن و شن‌هاي اطراف به دليل تيرگي غير معمول شن‌ها است. اين تصوير به وسيله‌ي فضاپيماي سريع‌السير مريخ که هم‌اکنون به دور مريخ مي‌گردد، گرفته شده است. دانشمند علوم سيارات، «اميلي لاکداوالا»(Emily Lakdawalla)  در کنار ديگران حس کنجکاوي خود را درباره‌ي اين منطقه‌ي غير معمول دنبال کرده است و تحقيق جالبي را در وبلاگ جامعه سياره‌شناسي ارائه داده است. اين صخره‌ي عجيب سفيد رنگ 15 کيلومتر پهنا دارد و خود داخل دهانه‌ي برخوردي به قطر حدودي 100 کيلومتر قرار دارد.


عکس از: G. Neukum (FU Berlin) et al., Mars Express, DLR Mars Express


 



بنقل از:


http://apod.nojum.ir/


 نوشته شده توسط پيمان در چهارشنبه 21/1/1387 و ساعت 4:11 عصر | نظرات ديگران()
به پلوتو کمک کنيد!!

شهريور ماه سال گذشته(24 آگوست 2006)، اعضاء انجمن بين المللي نجوم با تعريف خصوصيات يک سياره، نام پلوتو را از ليست سيارات منظومه شمسي حذف کردند. بدين ترتيب نام پلوتو در ليست سيارات کوتوله قرار گرفت. ماجرا به همين جا ختم نشد و پس از آن اعتراضات زيادي از سوي منجمان آمريکايي به راي انجمن بين المللي نجوم وارد شد. علت آن هم روشن بود. پلوتو تنها سياره اي بود که يک آمريکايي آن را کشف کرده بود و آنها نمي خواستند که نامشان از ليست کاشفان سيارات منظومه شمسي خارج شود. آنها مي گفتند که در هنگام راي گيري تنها 4 درصد از 9000 عضو اصلي انجمن در محل حاضر بوده اند و بنابراين راي صادر شده درست نبوده است. اين منجمان براي ابراز نارضايتي خود به کارهاي زيادي دست زدند.


حذف

يکي از اين منجمان فردي به نام " توني فيليپس " بود که با راه اندازي يک وبسايت خواست به پلوتو کمک کند!


به پلوتو کمک کنيد!!

 نظر شما چيست؟ آيا مي توان به پلوتو لقب سياره را داد؟ مي توانيد سري به اين سايت بزنيد و نظر خود را اعلام کنيد. نکته جالب اين است که تا به حال حدود 20000 نفر به سياره بودن پلوتو و حدود 4500  نفر به سياره نبودن پلوتو راي داده اند. چون ايده کار يک طرح بين المللي بوده، وبسايت از طرح ساده اي برخوردار است و شما مي توانيد به راحتي نظر خود را در اين باره اعلام کنيد. اما چگونه اين کار را انجام دهيم ؟ به نشاني زير برويد :


                                                                        


 http://www.plutopetition.com


 


مرحله اول


شما با دو گزينه زير مواجه هستيد :


 


پلوتو يک سياره است (Plotu is a planet)


پلوتو يک سياره نيست (pluto is not a planet)

                                                                                                                    


اگر عقيده داريد که پلوتو يک سياره است گزينه اول و اگر نظرتان اين است که پلوتو يک سياره نيست، گزينه دوم را انتخاب کنيد.


                                                                                                                


مرحله دوم :


اگر مايل هستيد تا برگزار کنندگان اين نظر سنجي با شما بيشتر آشنا شوند، مي توانيد اطلاعات بيشتري نظير نام، آدرس ايميل، کشور و سن در اختيار آنها بگذاريد تا اطلاعاتي که جمع آوري مي شود، کامل باشد.


                                                                                                                 


مرحله سوم :


 در اين قسمت کادر سفيد رنگي را مشاهده مي کنيد که در آن مي توانيد نظرتان را راجع به سياره بودن يا نبودن پلوتو، براي مدير سايت (توني فيليپس) بفرستيد. در پايان برترين جواب ها انتخاب مي شوند که بعضي از آنها را مي توانيد در اينجا مشاهده کنيد.                                                       


در سمت چپ صفحه اصلي سايت، مي توانيد نتيجه نظرسنجي را مشاهده کنيد. در زير کادر نظرسنجي مهم ترين دلايل منجماني که عقيده دارند پلوتو سياره است، قرار داده شده و شما با مطالعه آن مي توانيد از نظرات آنان آگاه شويد. اما آيا اين کار فايده اي دارد؟ قرار است هنگامي که تعداد آراء به يک ميليون (يا در همين حدود) رسيد نتايج کار به انجمن بين المللي نجوم فرستاده شود تا راي صادر شده مورد بررسي قرار گيرد. شايد روزي، بار ديگر نام پلوتو را در ليست سيارات منظومه شمسي بيابيم؟!


 


 



بنقل از:


http://www.parssky.com/


 نوشته شده توسط پيمان در چهارشنبه 21/1/1387 و ساعت 4:10 عصر | نظرات ديگران()

ستاره شناسان مي گويند منظومه اي در حال گردش به دور ستاره اي بسيار دور را کشف کرده اند که بسيار به منظومه ما شباهت دارد.


بر اساس اين اکتشاف، دو سياره پيدا شده است که اندازه اي متناسب با سيارات مشتري و کيوان دارند و به دور ستاره اي نصف اندازه خورشيد مي گردند. مارتين دامينيک، از دانشگاه سنت اندروز در بريتانيا مي گويند بر اساس اين يافته مي توان به اين نتيجه رسيد که تعداد منظومه هاي شبيه به منظومه شمسي احتمالا بيشتر از تعدادي است که دانشمندان گمان مي کردند.


مشابه منظومه شمسي پيدا شد.

جرم يکي از اين دو سياره 0.71 جرم مشتري و ديگري 0.21 جرم مشتري را داراست.


او همچنين در يک گردهم آيي مهم دانشمندان عرصه نجوم گفت: منجمان در آستانه يافتن شمار بيشتري از اينگونه منظومه ها هستند. اين پژوهشگر دانشگاه سنت اندروز گفت در ميان اين مجموعه سيارات يافته شده و ديگر سياراتي که وضعيت مشابه دارند، امکان وجود سياره اي خاکي مشابه کره زمين وجود دارد.


او توضيح داد که کشف چنين دنياهايي تنها به زمان نياز دارد.دکتر دامينيک به بخش اخبار بي بي سي گفت: "اين دو سياره کشف شده نسبت جرم، شعاع گردش و طول گردشي متناسب با سياره هاي مشتري و کيوان دارند." "به نظر مي رسد اين منظومه ي فراخورشيدي به شيوه اي مشابه منظومه شمسي ما شکل گرفته باشد و اگر همينطور باشد، به نظر مي رسد نمي توان منظومه شمسي را منحصر به فرد دانست." دکتر دامينيک حاصل پژوهش و يافته هاي خود را در جلسه ملي نجوم جامعه سلطنتي منجمان بريتانيا در بلفاست ارائه کرد.


 



روش کشف اين سيارات: ريزعدسي گرانشي  gravitational microlensing


منظومه ي فراخورشيدي تازه کشف شده از کره زمين حدود 5000 سال نوري فاصله دارد، متراکم تر و کوچکتر از منظومه شمسي است و گردش آن به دور ستاره اي است که منجمان آن را با نام OGLE-2006-BLG-109L مي شناسند. هرچند تا بحال حدود 300 سياره خارج از منظومه شمسي شناسايي شده است، منجمان در يافتن منظومه اي که به منظومه شمسي شباهت داشته باشد ناکام بوده اند. دکتر دامينيک گفت 10 درصد منظومه ي فراخورشيدي شناسايي شده تا کنون بيش از يک سياره داشته اند.


او توضيح داد که در حال حاضر براي يافتن سيارات خارج از منظومه شمسي، عمدتا سياره هاي گازي بزرگي رديابي مي شوند که به فاصله کمي از ستاره مادر، به دور آن مي گردند و نور آنها بطور مستقيم به زمين مي رسد. اما سياره هاي OGLE با روشي بنام ريزعدسي گرانشي کشف شده اند که اساس آن بر تئوري نسبيت عام آلبرت اينشتينمي باشد. بر اساس اين تئوري، نور اجرام آسماني دور دستي که دقيقا در امتداد مسير کره زمين به سياره بزرگتري در ميانه مسير قراردارند، بخاطر ميدان جاذبه سياره ميانه، تاب برداشته و در کره زمين تصويري بزرگتر از تصوير واقعي، حاصل از دو تصوير معوج شده، به دست مي آيد.


مشابه منظومه شمسي پيدا شد.

نور ستاره اي که در دوردست قرار دارد، توسط سياره ي پر جرم خم مي شود.


هدف نهايي


دکتر دامينيک مي گويد هدف نهايي پژوهشگران، يافتن سياراتي قابل سکونت همانند زمين، يا سياراتي مانند مريخ است. او معتقد است بخاطر پيشرفت روزافزون تکنولوژي اين هدف دست نيافتني نيست. مارتين دامينيک گفت: "در حال حاضر مايکرولنزينگ مي تواند اجرام کوچکتر از کره زمين را نيز رديابي کند و سيارات قابل سکونت بيشتري را رديابي کرده است." "در نتيجه در چند سال آينده شاهد حادثه اي بسيار هيجان انگيز خواهيم بود."در حال حاضر ميان منجماني که از روش مايکرولنزينگ استفاده مي کنند و دانشمندان ديگري که منظومه ي فراخورشيدي جديد را با قرار گرفتن آنها در مسير نور يک ستاره دور دست تر تا کره زمين کشف مي کنند رقابت وجود دارد. اما آقاي دامينيک افزود احتمال کشف سياره هايي دور دست به اندازه سيارات تازه کشف شده، با روش دوم کم است چون آن سيارات دورتر از آن هستند که از اين روش بتوان سياره هايي به حجم کره زمين را تشخيص داد.


مشابه منظومه شمسي پيدا شد.

رصدخانه ي اوگل OGLE در 1.3m Warsaw Telescope - Las Campanas Observatory, Chile


منابع:


http://www.parssky.com/


http://en.wikipedia.org/wiki/OGLE-2006-BLG-109L


http://en.wikipedia.org/wiki/Microlensing


http://www.astrouw.edu.pl/~ogle/


 نوشته شده توسط پيمان در چهارشنبه 21/1/1387 و ساعت 4:5 عصر | نظرات ديگران()

قدرتمندترين انفجاري که تا کنون در جهان رويت شده بود در آخرين روز سال گذشته ثبت گرديد. توليد چنين انرژي عظيمي براي درخشش گاما، نشاندهنده ي قدرت و عظمت منبع اين انفجار مهيب فضايي است!! در آن روز چهار انفجار گاما توسط تلسکوپ فضايي سوئيفت Swift ثبت شدند.  


قدرتمندترين انفجار گاما رصد شد!!

با آنکه اين رويداد عظيم در فاصله7.5 ميليارد سال نوري از ما رخ داده است اما اگر شما مي دانستيد دقيقاً چه زماني و کجا اين پديده رخ مي دهد آنگاه امکان رصد آن با چشم غير مسلح نيز وجود داشت!!! اين بسيار بسيار عجيب و نادر است که نوري که از 7 سال نوري دورتر مي آيد را بتوان با چشم غير مسلح ديد. دورترين جرمي که مي توان با چشم غير مسلح ديد، کهکشان آندرومدا است که در شرايط خوب رصدي ديده مي شود. اين کهکشان در فاصله ي حدود2 ميليون سال نوري قرار دارد. پس تصور کنيد چه فرصت استثنايي بوده است که نوري که از انفجاري در 7.5 ميليارد سال نوري دورتر مي آمده است را مي توانستيم با چشم غير مسلح ببينيم!!


انفجار در پرتو ايکس

چپ: تصوير انفجار گاماي فوق عظيم GRB 080319B که در همان لحظه توسط Swift در طول موج اشعه ي X گرفته شده است.

راست: همان انفجار در نور مرئي و فرابنفش

انفجارهاي گاما بسيار کوتاه اند اما با تابشي بسيار قدرتمند از پرتوهاي پرانرژي همراه اند. نظريه پردازان بر اين عقيده اند که سيگنال آنها از ستارگاني  بسيار پرجرم، با سرعت چرخش بالا و داراي مرگي سريع، حاصل مي شود.


 


پرتوهاي گاما نمي توانند به جو زمين نفوذ کنند، از همين رو تنها با تلسکوپ هاي فضايي رصد مي شوند. اما بسياري از اين انفجارها سازنده پرتو ايکس با انرژي کم، امواج راديويي و حتي نور مرئي هستند. بنابراين اگر به اندازه کافي سريع عمل کنيم، مي توانيم انفجار پرتوهاي گاما را از روي زمين مطالعه نماييم.


 


در اين مرحله تلسکوپ فضايي سوئيف وارد مي شود. اين تلسکوپ انفجارها را آشکار مي نمايد، موقعيت آنها را در آسمان اندازه مي گيرد و سپس نتيجه را به صورت راديويي به زمين مخابره مي کند. و جالب است بدانيد که تمام اين مراحل تنها در چند ثانيه انجام مي گردد.


تلسکوپ فضايي سوئيفت

تلسکوپ فضايي سوئيفت

با چهار انفجار که چهارشنبه روي داد، سوئيفت روز شلوغي را سپري مي کرد. دومين انفجار با نام GRB 080319B در ساعت 06:13 به وقت جهاني و در شمال صورت فلکي عوا روي داد.


 



مشاهده ي انفجار در نور مرئي!


مرکز رصدي Pi of the Sky در همان لحظه در حال رصد آن نقطه از آسمان بود و انفجاري را در نور مرئي مشاهده و تصوير برداري کرد. اين مرکز در لهستان قرار دارد.


انيميشن انفجار در نور مرئي

فيلم ظهور انفجار در نور مرئي

مشاهدات يکي از تلسکوپ هاي روبوتيک با نام RAPTOR، حاکي از طلوع و غروب زودهنگام درخششي مرئي بوند. حدود 30 تا 40 ثانيه پس از مخابره پيام سوئيفت، انفجار به اوج خود رسيد چنان که با چشم غير مسلح نيز قابل رويت گرديد و در نهايت تنها اين انفجار عظيم بود که با وجود فاصله زياد بدون تلسکوپ مشاهده پذير گشت.


Pi of the Sky

دوربينهاي Pi of the Sky در لهستان

Pi of the Sky Group

گروه لهستاني Pi of the Sky که بخاطر رصد انفجار گاما در نور مرئي بوسيله ي ابزارهاي خود، جشن گرفته اند!

مي توانيد تفاوت اين دو تصوير که از قبل و بعد از انفجار در نور مرئي گرفته شده است، را پيدا کنيد؟!


 



انفجار سال


اينها در حالي است که ساعت ها طول مي کشد تا دانشمندان منشا اصلي انفجار را بيابند و ماهيت انفجار را شناسايي کنند. «پائول ورسيجک» (Paul Vreeswijk) از مرکز کيهان شناسي تيره در کپنهاگ دانمارک، سرپرست گروهي است که فاصله انفجارها را به وسيله بزرگترين آرايه تلسکوپي جهان در شيلي (VLT) اندازه مي گيرد.


 


با مطالعه ميزان امتعال به سرخ نور انفجار که از سفر در انبساط عالم ناشي مي شود، آنها فاصله انفجار را 7.5 ميليارد سال نوري تخمين زدند و اين مطابق با زماني است که عالم در نيمه عمر کنوني خود قرار داشته است. «پائول ورسيجک» مي گويد:" ابتدا انتظار داشتم که فاصله اين انفجار بسيار نزديک به ما باشد." او همچنين افزود:" اين بسيار جذاب است که مي توانستيم با چشم غير مسلح جرمي را مشاهده کنيم که در نيمه عمر عالم قرار داشته است."


با توجه به فاصله، اخترشناسان مي توانند قدر حقيقي انفجار را محاسبه نمايند. محاسبات نشان دهنده آن بود که اين انفجار 2.5 ميليون برابر پرنورتر از قدرتمندترين ابرنواختر مشاهده شده است.


 


هنوز نامشخص است که چه چيزي سبب درخشش باورنکردني انفجار شده است اما نظريه پردازان بر اين گمان اند که انفجارهاي گاما از دو جت باريک ماده و انرژي تشکيل مي شوند. و اين احتمال وجود دارد که ما توانسته باشيم دقيقا به درون مخروط جت ها بنگريم.


 


پيرو مطالعات، درخشش GRB 080319B بعد از اوج، هنوز در حال پيشرفت است. «پائول ورسيجک» مي گويد:" اين موضوع باطل کردن تئوري هاي قبلي نيست اما در اين دوره به تفصيل از دانايي ما، اين رويداد ممکن است به انفجار سال تبديل گردد."


 



منابع:


1-

http://nojumnews.com/

2- مرکز فضايي ناسا:


 

http://www.nasa.gov

3- مرکز رصدي Pi of the Sky:


http://grb.fuw.edu.pl/

4-

http://en.wikipedia.org
 نوشته شده توسط پيمان در چهارشنبه 21/1/1387 و ساعت 4:2 عصر | نظرات ديگران()
فضاپيما



ا ز آرزوهاي اوليه‌ي بشر اين بود که بتواند مانند پرندگان پروازکند به دنبال اين هدف ابتدا از بالون‌هايي که پوشش آن از پارچه‌اي غيرقابل نفوذ بود استفاده کرد و درون آن‌ها را از گازهاي سبک‌تر از هوا پر نمود و به آسمان صعود کرد.


اما اين نوآوري با خواست او فاصله‌ي زياد داشت. لنگلي Langley منجم آمريکايي بود که در زمينه‌اي آئروديناميک هم تحقيقات جالبي به‌عمل آورده بود، نحوه‌ي تأثير هوا بر بال‌ها و نيز چگونگي تغيير اين تأثير را با شکل بال هواپيما دقيقاً مورد بررسي قرار داده بود لکن در ساختن هواپيما دستخوش اشتباهاتي گرديد به‌ويژه در زمينه‌ي قدرت و مقاومت مواد ساختماني که به‌کار برده خطاها فاحش بود. از اين‌رو نتوانست هواپيمايي قابل استفاده و کارآمد بسازد. او در طي تحقيقات خود پنجاه‌هزار دلار از دولت کمک مالي دريافت کرده بود اما نتيجه‌ي کارش رضايت‌بخش نبود. به‌همين علت روزنامه‌ي نيويورک‌تايمز در يک سرمقاله‌ي بسيار انتقادي نوشت صرف وجوه ملي در راه تحقق بخشيدن به يک رؤياي واهي کاري احمقانه است و در همين مقاله اشاره کرده بود که بشر تا هزار سال ديگر قادر به پرواز نخواهد بود. فضا را 9 روز پس از انتشار اين مقاله برادران رايت Wright به‌نام‌هاي اورويل و ويلبر با استفاده از تجارب ليلينتال Lilienthal توانستند نخستين پرواز موفقيت‌آميز خود را در هوا انجام دهند. ليلينتال مهندس آلماني مانند بسياري از مردان در رؤياي پرواز در آسمان‌ها بود، او پرواز پرندگان را منبع الهام خود قرار داده بود و مي‌کوشيد همان اصول را براي پرواز انسان معمول دارد و براي آن‌که نيازي به بر هم زدن بال‌ها نداشته باشد، همان دامي که براي بسياري از مخترعان وجود داشت خود را به انجام پروزا با هواپيماي بي‌موتور قانع ساخت تا در آخرين سال‌هاي قرن 19 اولين پرواز خود را با هواپيماي بدون موتور صورت داد. طولي نکشيد اين‌گونه پرواز‌ها به‌صورت رايج‌ترين ورزش هواپيمايي دهه‌ي آخر قرن 19 درآمد. همان‌طور که يک قرن قبل صعود با بالون يک نوع تفريح به‌حساب مي‌آمد. ليلينتال صدها بار اين کار را با موفقيت انجام داد اما يک‌بار که سرگرم آزمايش سکان هواپيما بود بر زمين سقوط کرد و درذشت. اگر او 7- 8 سال ديگر زنده مانده بود پرواز برادران رايت را به چشم مي‌ديد. برادران رايت هيچ‌کدام تحصيلات دانشگاهي نداشتند ولي نشان دادند در سايه‌ي استعداد و پشتکار مي‌توان مهم‌ترين کارها را انجام داد.


اورويل برادر کوچک‌تر قهرمان دوچرخه‌سواري بود و با برادر بزرگ‌تر خود ويلبر يک کارگاه تعمير دوچرخه به‌وجود آورده بودند. آن‌ها با توجه به ذوق مکانيکي که داشتند و با احتراز از خزاها و اشتباهات ليلينتال در صدد ساخت هواپيماي موتوردار و با سرنشين برآمدند. نخست بر آن شدند تا بال‌ايي براي دوچرخه بسازند و يک موتور احتراق داخلي بسيار سبک براي گرداندن ملخ آن تعبيه کنند. سپس مبادرت به ساختن شهپر يا بال‌هاي انتهايي نمودند که خلبان را قادر به کنترل هواپيما مي‌کند. اورويل برادر کوچک‌تر براي اولين‌بار هواپيما را به مدت يک دقيقه و به‌طول 260 متر به پرواز درآورد. در جائي که فقط 5 نفر تماشاچي بود. اما دولت آمريکا چندان توجهي نسبت بدان مبذول نداشت و روزنامه Scientific American متذکر شد پرواز اورويل يک شوخي و فريب بيش نبوده است. با اين حال در آزمايشي ديگر که انجام دادند پرواز نيم‌ساعت به‌طول انجاميد و 39 کيلومتر پرواز کردند. ويلبر هواپيما را به فرانسه انتقال داد و در آن‌جا مورد استقبال بي‌سابقه قرار گرفت. متأسفانه ويلبر به‌علت ابتلا به حصبه در 45 سالگي چشم از جهان فروبست و نتوانست به روزگاري برسد که شاهد اهميت کار خود و ارزش اختراع هواپيما باشد. اختراعي که قبلاً آن را يک شوخي مي‌پنداشتند. با اينکه هواپيماها در طي جنگ جهاني اول به بمباران مناطق دشمن و پاره‌اي خدمات نظامي مبادرت کرده بودند هنوز هواپيما را وسيله‌اي براي حمل و نقل تقلي نمي‌نمودند. زماني دولت آمريکا جايزه‌اي به مبلغ 25 هزار دلار تعيين نمود تا به کسي اعطا گردد که بتواند يک‌سره از نيويورک به پاريس پرواز کند. ليندبرگ هوانورد آمريکايي توانست حمايت سرمايه‌داري را براي خريد يک هواپيماي کوچک جلب کند. آن‌گاه با آن مسافت مذکور را در ت5/33 ساعت طي نمود. بدين‌ترتيب ليندبرگ به‌صورت قهرمان قهرمانان درآمد و تظاهرات زيادي به نفع او صورت گرفت.


اين پرواز اهميتي بيش از يک عمل صرف قهرماني داشت. پرواز ليندبرگ راه را براي بسط پروازهاي مسافرتي و تجاري هموار ساخت. در دوران جنگ جهاني دوم کشورهايي که در جنگ شرکت داشتند توجهي فوق‌العاده به مسأله‌ي سرعت هواپيما مبذول نمودند. هواپيماهاي آن عصر به حداکثر سرعت خود رسيده بود. پس از پايان جنگ تکنيک «پيش‌راندن با جت» يعني استفاده از روانه‌اي از گازهاي داغ در کار آمد. بدين ترتيب که عکس‌العمل ناشي از خروج با فشار گاز از دهانه‌ي رو به عقب، هواپيما را رو به جلو مي‌راند. پس از پايان جنگ سرعت هواپيما به حدود 1200 کيلومتر در ساعت (برابر يک ماخ) رسيد. ماخ واحد سرعت است که به افتخار ماخ فيزيک‌دان اتريشي نامگذاري شده است. شهرت عمده‌ي ماخ بر اثر نظراتي است که در زمينه‌ي حريان هوا ابراز داشته است. وي نخستين کسي بود که تغيير ناگهاني وضع هوا را تا هنگامي که سرعت متحرکي به سرعت صوت برسد مورد مطالعه قرار داده است. او سرعتي معادل سرعت صورت را يک ماخ ناميد. اصولاً سرعت هواپيما به‌وسيله‌ي امواج فشار منتقل مي‌شود، از اين‌رو هر اختلال فشاري که در هوا پديد آيد با سرعت صوت انتقال مي‌يابد. هنگام حرکت هواپيما در هوا ذرات هواي واقع در مسير آن راه را براي هواپيما باز مي‌کنند. اين امر تا هنگامي که سرعت هواپيما از سرعت صوت کمتر است به آساني صورت مي‌گيرد، زيرا در اين‌صورت امواج فشار ناشي از حرکت هواپيما که با سرعت صوت منتشر مي‌شوند به فاصله‌ي معتنابهي پيشاپيش آن حرکت مي‌کنند. لکن وقتي سرعت هواپيما به سرعت صورت نزديک مي‌شود هواپيما روي به فرا رسيدن به امواج فشار خود مي‌گذارد و ذرات هوا را مجال آن‌که از مسير آن دور شوند نمي‌ماند بلکه مانند برفي که در جلو پارو انباشته شود هوا در جلو هواپيما متراکم مي‌گردد. بدين ترتيب هنگامي که سرعت هواپيما به سرعت صوت برسيد مقاومت هوا در مقابل حرت هواپيما ناگهان به شدت زياد مي‌شود. اين ازدياد مقاومت شديد را ديوار صوت مي‌نامند. تحقيقات دامنه‌داري در زمينه‌ي فضانوردي صورت گرفت و منجر به آن شد دانشمندان آمريکا و شوروي اقدام به تعليم فضانوردان خود براي اکتشافات فضايي بنمايند.




يکي از فضانوردان شوروي گاگارين بود که علاقه‌ي فوق‌العاده‌اش به فن هوانوردي او را به دانشکده‌ي خلباني کشاند. پس از مدتي در آوريل 1961 با يک قمر مصنوعي به نام واستوک I به فضا صعود کرد و در مداري برگرد کره‌ي زمين قرار گرفت. پرواز او در نقطه‌اي مجاور درياي خزر صورت گرفت و مدت 1 ساعت و 8 دقيقه به‌طول انجاميد. در تمام مدت پرواز ميان اين نخستين کيهان نورد و زمين ارتباط راديويي برقرار بود. گاگارين در طول مدت پرواز برنامه‌هاي تحقيقات متنوعي اجرا مي‌کرد. او نخستين کسي است که مدت درازي حالت بي‌وزني را تحمل کرده است. موقع برگشت به‌وسيله‌ي ترمز خاصي که خلاف جهت حرکت بود وارد جو زمين گرديد. سپس عمل ترمز کردن تحقت کنترل پايگاه زميني نخست به کمک باله و سپس با چتر نجات صورت گرفت آن‌گاه محفظه‌ي اصلي از سفينه‌ي فضايي جدا شد و هر دو قسمت در فاصله‌ي چند کيلومتري که پيش‌بيني شده بود در نزديکي حاجي‌طرفان به زمين نشست.


 بعد از گاگارين فضانوردان آمريکايي نيز انجام مأموريت‌هاي فضايي را به‌عهده گرفتند که بين آن‌ها مي‌توان از گلن Glenn نام برد. کسي که در جنگ جهاني دوم و در جنگ کره شرکت داشت و جمعاً 24 مدال و نشان گرفت. علاقه‌ي فراواني به کارهاي مخاطره‌آميز داشت. به‌طوري که دوران صلح يا جنگ برايش فرقي نداشت. او يک‌بار مسافت لوس‌آنجلس تا نيويورک را با سرعتي سريع‌تر از سرعت صوت پرواز کرد.


نزديک به يک سال بعد از گاگارين در مدار کره‌ي زمين قرار گرفت و مدت 4 ساعت و 56 دقيقه سه بار دور کره‌ي زمين گردش نمود.


اکنون مسابقه‌ي اکتشاف از طرف دولت‌هاي آمريکا و شوروي به سرعت دنبال مي‌شود تا روزي که «رسد آدمي به جايي که به‌جز خدا نبيند»


 


منبع: ايرانيکا


 نوشته شده توسط پيمان در پنجشنبه 15/1/1387 و ساعت 2:37 عصر | نظرات ديگران()


ساختار کوتوله هاي سفيد


محاسبات در خصوص ماهيت کوتوله هاي سفيد نشان مي دهد: در اين ستاره ها ماده بيشتر همانند جامد عمل مي کند تا گاز، از اين رو ستاره نيز مانند جسمي سخت است. با سرد شدن کوتوله سفيد، تغييري در اندازه و ساختار آن رخ نمي دهد. درون آنها، بوسيله الکترونها شبکه اي بلوري مانند شبکه بلوري سنگ  تشکيل مي دهند. بطور مثال دانشمندان کوتوله سفيدي را کشف کرده اند که درون آن مملو از الماس است در واقع اين کوتوله سفيد بزرگترين گوهر دنيا به بزرگي کره زمين است که آقاي Travis Metcalfe در مرکز اخترفيزيک Smithsonian دانشگاه هاروارد آن را کشف کرده است. شايد او پولدارترين مرد روي زمين باشد که حتي پولهاي بيل گيتس هم به گرد الماس او نرسند.


الماس در مرکز کوتوله هاي سفيد

اختر شناسان مي گويند قطر اين کوتوله 4023 کيلومتر است و وزن آن 5/2 ميليون، ترليون، ترليون کيلوگرم است و هسته الماسي اين ستاره الماسي به بزرگي 10 ميليارد، ترليون، ترليون قيراط دارد. براي مقايسه بايد بگويم که بزرگترين الماس ( Cullinan ) درسال 1905 در آفريقاي جنوبي کشف شد که 3106 قيراط (623 گرم) وزن داشت و الماس 530 قيراطي (106 گرم) ستاره آفريقا که روي تاج ملکه انگليس قرار دارد قسمتي برش يافته از آن است. اين ستاره در صورت فلکي قنطورس است و حدود 50 سال نوري با ما فاصله دارد. (فکر کنم ارزش سفر را داشته باشد.)


آقاي کاشف

Travis Metcalfe - کاشف کوتوله ي سفيد الماسي!

 



جو کوتوله هاي سفيد


طيف هاي رصد شده نشان مي دهد که جو کوتوله هاي سفيد به طور قابل توجهي با هم متفاوتند. مسلما" به خاطر ثقل سطحي بسيار زياد اين ستاره هاي سرد ساختار جو آن نيز کاملا" غير عادي است. جو آن بايد فشار زياد و اندازه اي کوچک (به ضخامت تنها 100 متر) داشته باشد. اين ضخامت در مقايسه با شعاع آن که در حدود 100000 کيلومتر (100 ميليون متر) بسيار کم است.


 



سرد شدن کوتوله هاي سفيد


نظريه توصيف کنند کوتوله سفيد حاکي از آن است که دماي ستاره رفته رفته کاهش مي يابد. اما شعاع آن هرگز تغيير نمي کند. تابش ناچيزي که از کوتوله هاي سفيد آشکار مي کنيم ، اتلاف انرژي در سيستم کوتوله سفيد نشان مي دهد، انرژي که هرگز دوباره بدست نمي آيد و نمي تواند از طريق فرآيند هاي هسته اي درون ستاره توليد شود اين انرژي حرکتي هسته هاي اتمي موجود در درون کوتوله سفيد است و با نشت اين انرژي از سطح ستاره، حرکتهاي هسته اي نيز کاملا" باز مي ايستند. در اينصورت هسته ها ديگر حرکت نمي کنند و ساختار بلوري آن تشکيل مي شود و از آن پس هم الکترونها و هسته هاي اتمي همانند الکترونها و هسته هاي اتمي جسم جامد عمل مي کنند.


کوتوله سفيد به آرامي سرد مي شود. محاسبه شده است يک کوتوله سفيد متوسط در حدود 10 ميليارد سال (در حدود عمر جهان) طول مي کشد تا دماي آن به 3000 درجه کلوين برسد، درنتيجه ما کوتوله اي سرد تر از اين در کهکشان خود نخواهيم داشت.


سياره

سياره اي در اطراف يک کوتوله ي سفيد

محاسبه شده است که با رسيدن دماي کوتوله سفيد به 3000 درجه کلوين درخشندگي آن بسيار پايين مي آيد، بطوري که مي توان ستاره را "کوتوله سياه" ناميد. از پيش بيني تکامل ستارگان چنين بر مي آيد که تقريبا" تمامي مواد کهکشان ما سرانجام به شکل کوتوله هاي سياه درخواهند آمد. به سبب آنکه بخشي از جرم ستارگان، پيوسته به فضاي ميان ستاره اي دفع مي شوند و در آنجا مجددا" ستارگان ديگري تشکيل مي شوند، شکل گيري ستارگان تا زمانهاي طولاني ادامه خواهد يافت، حتي اگر ماده در قالب کوتوله هاي سفيد و سياه محبوس باشد. با وجود اين احتمال به نظر مي رسد که بالاخره تقريبا" تمام جرم کهکشان ما بدين طريق محو خواهد شد و بقيه نيز چه به صورت گاز رقيق ميان ستاره اي که در نتيجه رويدادهاي انفجاري از سيستم پرتاب مي گردد و يا به صورت ماده اي گرفتار در ستاره هاي نوتروني يا سياهچاله ها ناپديد خواهد شد. البته شما نگران نباشيد چون چنين فرآيندي ممکن است صد ميليارد سال يا يک ميليون ميليارد سال طول بکشد، اما مرگ کهکشان ما و در آمدن به صورت جرمي ناپيدا و آکنده از خاکستر ستارگان سرد، اجتناب ناپذير است. شايد تنها پديده هاي ناشناخته بتواند از چنين پايان تاريک و ساکت کهکشان ما، و از پايان تمام جهان، پيشگيري کند.


 


 نوشته شده توسط پيمان در پنجشنبه 8/1/1387 و ساعت 12:11 عصر | نظرات ديگران()

زحل بعد از سياره مشتري بزرگترين و زيباترين سياره در منظومه شمسي مي باشد. اين سياره داراي هفت حلقه مسطح به دور خود است. اين هفت حلقه در واقع شامل تعداد زيادي حلقه هاي باريک که با ذرات يخي درست شده اند، مي باشند.


اين حلقه ها زحل را به يکي از زيباترين اجرام آسمان در منظومه شمسي تبديل کرده اند. به جز زحل، سيارات مشتري، نپتون و اورانوس نيز داراي حلقه هايي مي باشند که نسبت به حلقه هاي زحل بسيار کم نورترند.


زحل جواهر منظومه ي شمسي

زحل بهمراه تمامي حلقه هايش! - تصوير از فضاپيماي کاسيني در زماني که خورشيد پشت زحل پنهان شده

قطر زحل در استوا 120540 کيلومتر، تقريبا 10برابر قطر زمين است. اين سياره از زمين با چشم غير مسلح قابل رويت است البته حلقه هاي آن ديده نمي شوند. زحل دورترين سياره اي بود که ستاره شناسان باستان موفق به کشف آن شده بودند.


 اندازه ها


اندازه ي زحل در مقايسه با زمين



اين سياره به مناسبت خداي کشاورزي روميان، ساترن نام گرفت.


زحل در مداري بيضي شکل به دور خورشيد در حرکت است. بيشترين فاصله آن از خورشيد 1514500000 کيلومتر و کمترين فاصله آن 1352550000 کيلومتر است. يک سال در زحل معادل 10759 روز زمينيست.


 


گردش


زحل علاوه بر گردش انتقالي خود به دور خورشيد، حول محور عمودي فرضي خود نيز در گردش است. زاويه اين محور 27 درجه از دايرة البروج مي باشد.


بعد از مشتري، زحل سريعترين گردش وضعي در بين سيارات ديگر منظومه شمسي را دارد. يکبار گردش اين سياره به دور خود تنها 10 ساعت و 39 دقيقه به طول مي انجامد. به دليل اين حرکت گردشي سريع، قطر استوايي اين سياره 000.13 کيلومتر از قطر قطبي آن بيشتر است.



 



سطح و جو


بيشتر دانشمندان معتقدند که اين سياره يک غول گازيست و هيچ سطح جامدي ندارد. به هرحال، به نظر مي رسد که زحل داراي يک هسته داغ و جامد آهنيست.


اطراف اين هسته متراکم، هسته خارجي قرار گرفته که احتمالا ترکيبي از آمونياک، متان و آب مي باشد. يک لايه از هيدروژن به شدت فشرده پيرامون هسته خارجي وجود دارد. در بالاي اين لايه، منطقه اي چسبناک (شربت مانند) متشکل از هيدروژن و هليوم جاي گرفته است. هيدروژن و هليوم در نزديک سطح به شکل گاز در مي آيند و با اتمسفر زحل که عمدتا ترکيبي از همين دوعنصر است مخلوط مي شوند.


يک لايه فشرده از ابر، کل سطح زحل را پوشانده است. در تصاوير به دست آمده از اين سياره مناطق و کمربندهاي رنگي قابل تشخيصند. چنين مناطقي احتمالا به خاطر تفاوت دما و ارتفاع ابرها در قسمتهاي مختلف ظاهر مي گردند.


گياهان و حيوانات مقيم زمين نمي توانند در زحل دوام بياورند. دانشمندان شک دارند که گونه زيستي در اين سياره يافت شود.


زاويه

تغيير زاويه ي زحل نسبت به زمين


دما


انحراف محور عمودي اين سياره منجر به اختلاف ميزان تابش خورشيد به قسمتهاي مختلف آن و در نهايت ايجاد فصول شده است. هر فصل در اين سياره 7.5 سال زميني طول مي کشد چرا که مدت زمان يکبار گردش زحل به دور خورشيد 29 برابر زمين است.


دماي زحل هميشه از دماي زمين سردتر است، زيرا اين سياره از خورشيد دورتر است. ميانگين دما در بالاي ابرها 175- درجه سانتيگراد مي باشد.



دما در اعماق ابرها بيشتر مي شود.  بسياري از ستاره شناسان معتقدند که اين حرارت در فرايند فرو رفتن هليوم به درون هيدروژن مايع به وجود مي آيد.


 



چگالي و جرم


در بين همه سيارات منظومه شمسي، زحل کمترين چگالي را دارد. چگالي اين سياره تنها يک دهم چگالي زمين و دو سوم چگالي آب است. به همين دليل يک تکه از اين سياره نسبت به تکه اي برابر از زمين بسيار سبکتر است و در روي آب شناور مي ماند.


زحل رو آب

اگر زحل را روي آب بگذاريم، روي آب مي ماند!! چون چگالي ميانگينش از آب کمتر است!

گرچه چگالي اين سياره بسيار کم است اما وزن آن پس از مشتري، از ديگر سيارات بيشتر است. جرم زحل 95 بار از جرم زمين بيشتر مي باشد. نيروي گرانش اين سياره اندکي از گرانش زمين بيشتر است. يک جسم 100 گرمي در زمين، در زحل107گرم مي باشد.


 



حلقه ها


 حلقه هاي زحل دور اين سياره و موازي با استوا قرار دارند. آنها هرگز با سياره برخورد نمي کنند. با گردش زحل به دور خورشيد آنها با همان زاويه ثابت و هميشگي در جاي خود برقرار مي مانند.


هفت حلقه زحل در حقيقت متشکل از هزاران حلقه باريک مي باشند. اين حلقه هاي باريک از بيليونها تکه يخ ايجاد شده اند. ابعاد اين تکه هاي يخ گاهي به اندازه يک ذره کوچکند و گاهي قطر آنها به بيش از 3 متر مي رسد.


حلقه

خرده  يخها و ستگهايي که حلقه ها را تشکيل داده اند.

حلقه هاي اصلي زحل بسيار عريضند. براي مثال عرض خارجي ترين حلقه 300000 کيلومتر مي باشد. با اين حال در ابعاد فضا اين حلقه ها بسيار باريک به حساب مي آيند. آنقدر باريک که هنگاميکه اين سياره درست در مقابل و در راستاي زمين قرار مي گيرد نيز اين حلقه ها قابل رويت نيستند.


ضخامت آنها بين 200 تا3000متر است. در بين حلقه ها فضاي خالي قرار گرفته و آنها را از هم جدا مي نمايد. عرض هر يک از اين فضاهاي خالي 3200 کيلومتر و يا بيشتر است. البته در برخي از اين فضاهاي خالي حلقه هاي بسيار باريکي قرار دارند.



سايه

سايه ي زحل روي حلقه هايش افتاده است. - تصوير از فضاپيماي کاسيني

حلقه هاي زحل در اوايل قرن 16توسط ستاره شناس ايتاليايي، گاليله، کشف شدند. گاليله نتوانست با تلسکوپ کوچک خود اين حلقه ها را به وضوح و به درستي رصد کند. او فکر مي کرد که حلقه ها، قمر هاي بسيار بزرگ مي باشند.


در سال 1656، پس از به کارگيري يک تلسکوپ قوي تر، کريستيان هايگنس (Christiaan Huygens)، ستاره شناس آلماني، يک حلقه باريک مسطح حول زحل را توصيف کرد. هايگنس فکر مي کرد که اين حلقه يک صفحه جامد از برخي مواد است.


در سال 1675، دومنيکو کاسيني (Domenico Cassini)، يک ستاره شناس آلماني متولد فرانسه، کشف دو حلقه مجزا که با گروه هايي از اقمار کوچک شکل گرفته بودند را اعلام نمود. مشاهدات بعدي از زحل وجود تعداد بيشتر اين حلقه ها را ثابت نمود. حلقه هاي باريکي که هفت حلقه اصلي را شکل مي دهند در سال1980کشف شدند.



اقمار و حلقه ها

فيلمي از تأثير اقمار روي حلقه هاي زحل - تهيه شده توسط فضاپيماي کاسيني

 



اقمار


  علاوه بر حلقه ها، زحل داراي 60 قمر به قطر تقريبي 10کيلومتر و چندين قمر کوچکتر نيز مي باشد. بزرگترين قمر اين سياره تيتان نام دارد. قطر اين قمر5150 کيلومتر (بزرگتر از سياره پلوتو) است. تيتان يکي از معدود اقمار موجود در منظومه شمسي است که داراي جو مي باشد. اتمسفر اين قمر حاوي حجم زيادي نيتروژن است.


عکس خانوادگي

زحل و خانواده اش

بيشتر اقمار زحل داراي چاله هاي بزرگي هستند. براي مثال قمر ميماس (Mimas) چاله اي دارد که يک سوم قطر اين قمر را پوشانده است. قمر ديگر، لاپتوس (Iapetus)، داراي يک نيمه روشن و يک نيمه تاريک است. نيمه روشن اين قمر 10برابر بيش از نيمه تاريک آن نور را باز مي تاباند. قمر هايپريون (Hyperion) بيشتر شبيه به يک استوانه چاق است تا يک کره.


 



پرواز به زحل


در سال 1973، ايالات متحده فضاپيمايي را به منظور بررسي دو سياره مشتري و زحل به فضا فرستاد. نام اين فضاپيما پايونير-ساترن (Pioneer-Saturn) بود. اين فضاپيما در سال 1974 به زحل رسيد. پايونير-ساتورن اطلاعات علمي و تصاوير خوبي از زحل به زمين ارسال کرد. اين اطلاعات و تصاوير به اکتشافاتي در مورد دو حلقه بيروني زحل کمک کرد. 


پايونير-ساتورن همچنين توانست ميدان مغناطيسي زحل که 1000 مرتبه از ميدان مغناطيسي زمين قوي تر مي باشد را کشف کند. اين ميدان قوي، مگنتوسفر (منطقه نيروهاي مغناطيسي قوي) بزرگي را اطراف اين سياره به وجود آورده است. به علاوه، اطلاعاتي که اين فضاپيما ارسال کرد نشان داد که درون مگنتوسفر اين سياره کمربندهاي تشعشعي وجود دارند. اين کمربندها متشکل از الکترونها و پروتونهاي پر انرژي قابل مقايسه با کمربندهاي ون آلن زمين مي باشند.


در سال 1977، ايالات متحده دو سفينه ديگر به نامهاي ويجر? (Voyager) و ويجر2 را براي مطالعه زحل و ديگر سيارات ارسال کرد. در 12نوامبر 1980 ويجر1 در فاصله 126000 کيلومتري زحل و در تاريخ 25 آگوست 1981، ويجر2 در فاصله 101000 کيلومتري اين سياره قرار گرفتند.



کاسيني

کاسيني در اطراف زحل پرسه مي زند و هر روز کشفي جديد مي کند.

دو سفينه ويجر وجود هفت حلقه زحل را تائيد کردند. آنها نشان دادند که اين حلقه ها خود از حلقه هاي بسيار باريک تشکيل شده اند. به علاوه اطلاعات و تصاوير تهيه شده توسط آن دو سفينه نه قمر زحل را کشف يا تائيد نمودند. آنها همچنين وجود حجم عمده نيتروژن در اتمسفر قمر تيتان را تشخيص دادند.


در سال 1997، ايالات متحده سفينه کاسيني را براي مطالعه اين سياره، حلقه ها و قمرهايش فرستاد. اين سفينه در سال 2004 شروع به گردش دور زحل نمود. اين سفينه، کاوشگري به نام هايگنس (Huygens) را با خود، به منظور فرود آمدن در سطح تيتان، حمل مي کرد. هايگنس توسط آژانس فضايي اروپا ساخته شد.


منبع:


Spinrad, Hyron. "Saturn." World Book Online Reference Center. 2004. World Book, Inc.



 


 نوشته شده توسط پيمان در پنجشنبه 8/1/1387 و ساعت 12:11 عصر | نظرات ديگران()

شبي رويايي! ستارگان در سکوت آسمان چشمک مي زنند، گويي همه آنها بر گنبد آسمان ميخکوب شده اند. از آن شبهايي است که بايد ساعتها نشست و به ستاره ها خيره شد: دب اکبر و ذات الکرسي رقصي را به دور ستاره قطبي آغاز کرده اند و ماکيان آسمان تابستان بالهاي خود را گشوده است گويا اين دو را در رقص ستاره ها همراهي مي کند. اما ناگهان آرامش آسمان برهم مي خورد! شيئي بزرگ و نوراني، درخشان تر از ساير ستارگان در آسمان ظاهر مي شود و با سرعتي باور نکردني به پيش مي تازد.به رنگهاي سبز، قرمز، زرد و آبي مي درخشد و دنباله اي چون دود هواپيما بر جا مي گذارد. در آني پهنه ي آسمان را طي مي کند و ناگهان خاموش و ناپديد مي شود. چه حادثه عجيبي! اين مهمان ناخوانده چه بود و از کجا آمد؟


آذر

يک آذرگوي، در زمينه ي ستارگان (مدت طولاني نوردهي، باعث شده رد حرکت ستارگان روي فيلم عکاسي بيافتد.)

اين مهمان فضايي از دوردستهاي فضا به زمين رسيده است. آنچه که در آسمان نور افشاني کرد در واقع يک شهاب بود. سنگي از گوشه هاي دوردست منظومه شمسي. سنگي چند ميليارد ساله که اگر به دست دانشمندان بيفتد، گوشه اي از تاريخ منظومه شمسي را از دلش بيرون مي کشند. اين ميهمان با پاي خود به زمين مي آيد. اگر براي آوردن مشتي خاک يا چند تکه سنگ از ماه و مريخ بايد ميليونها دلار خرج کرد، سنگهاي آسماني مفت و مجاني به زمين مي آيند. تعدادشان هم کم نيست. در همه جا مي توان پيدايشان کرد. شايد در موقع کوهنوردي، در موقع گشت و گذار در دشت و بيابان، بي اعتنا پا بر روي يکي از اين سنگها گذاشته و گذشته ايد. شايد يکي از سنگهاي پي و ديوار خانه تان سنگ آسماني است.


شهابسنگ

يک شهابسنگ بزرگ

البته اکثرقريب باتفاق اين شهابهاي توسط خرده سنگهايي به اندازه ي شن و ماسه ايجاد مي کنند. شهابسنگهاي بزرگتر نادرند.


زمين هميشه در معرض بمباران اين سنگهاي آواره است و هر سال بين 20000 تا 100000 تن ماده از فضاي بيرون به جو زمين وارد مي شود. اين مواد اندازه هاي گوناگوني دارند از چند صدم گرم تا چند صد کليو گرم. آنها خرده ريزه هايي هستند که از تشکيل منظومه شمسي باقي مانده اند.


اين خرده ريزه هاي کوچک را شهابواره مي نامند و وقتي شهابواره وارد جو زمين مي شود اصطکاکش با مولکولهاي هوا چنان شديد است که ملتهب مي شود و مي سوزد در اين موقع مي بينيم ستاره اي در آسمان به راه افتاده و حرکت مي کند. اين تير هاي نوراني رونده يا شهابها از منظره هاي زيباي آسمان شب هستند. در جايي که آسمان صاف و تاريک است شما در ساعت مي توانيد پنج شش شهاب را ببينيد.


دود

شهابهايي همراه با دود - اطراف ستاره قطبي

شهابها لحظه به لحظه کوچکتر و کم نور تر مي شوند، چون مي سوزند و ماده آنها تمام مي شود اما بعضي از آنها آنقدر بزرگ هستند که به صورت تکه سنگي بر روي زمين مي افتند. اين سنگ يعني شهابسنگ سنگي است که شکارش آرزوي منجمان آماتور مي باشد.


هر چه شهاب پرنور تر باشد احتمال اينکه ماده اش نسوزد و و بخشي از آن به زمين بيفتد بيشتر است. پس از روي نورانيت شهاب مي توان حدس زد که آيا به طور کامل مي سوزد و يا اينکه روي زمين مي افتد


قدر (ميزان نورانيت) سياره زهره در درخشان ترين حالت خود 4- است. اگر ميزان نورانيت زهره را به خاطر بسپاريد مي توانيد از آن به منزله مقياس سنجش نورانيت شهابها استفاده کنيد. شهابهاي پرنورتر از زهره را آذرگوي (گوي آتشين) مي نامند. يک آذر گوي به قدر 4- تکه آهن و يا سنگي به وزن 50 گرم است. براي آنکه آذرگويي با نورانيت شديد مثلا" از قدر 12- ديده شود وزنش حتما" بايد 3 تا 5 کيلو گرم باشد. چنين آذر گويي حتما به زمين مي افتد در واقغ شهابهايي نورانيتر از قدر 8- بدون شک خود را به زمين مي رسانند.


آذرگوي

يک آذرگوي بسيار پرنور

نوراني ترين آذر گويي که تاکنون مشاهده و ثبت شده است شهابي از قدر تقريبي 22- (به نورانيت خورشيد) بوده است که در شب 13 آذر 1351 آسمان منطقه سوماوا در کشور چک را براي مدتي روشن کرد. متاسفانه هيچ تکه اي از اين آذر گوي يافت نشد. آذر گوي هاي نوراني گاهي چنان منفجر مي شوند که چيزي از آنها باقي نمي ماند و آنها را بوليد مي نامند.


شبهاي صاف و پر ستاره برايتان آرزو مندم.


 نوشته شده توسط پيمان در پنجشنبه 8/1/1387 و ساعت 12:10 عصر | نظرات ديگران()


 تاريخچه فضانوردي


وقتي که جنگ سرد ما بين بلوک شرق و غرب به اوج خود رسيده بود و کشورهاي هر دو بلوک درصد بودند تا بيش از پيش مراقب يکديگر باشند. يکي از سياستمداران شوروي سابق پيشنهاد فعاليتهاي فضايي براي تحت نظر گرفتن طرفهاي مقابل را ارايه کرد. طبق طرح روسها يک فضاپيما به فضا پرتاب مي شد و به نوعي در مدار زمين قرار مي گرفت و چون هيچ مانع فيزيکي ما بين اين وسيله و زمين نبود به راحتي مي شد بلوک غرب را تحت نظر گرفت. براي انجام اين کار مي بايستي از افراد واجد شرايط نيز استفاده مي شد. اما در ابتدا که هنوز هيچکس از شرايط زيست محيطي و ادامه حيات موجودات زنده در خارج از جو مطمين نبود دانشمندان روسي تصميم گرفتند تا يک سگ زنده را به فضا پرتاب کنند.


 



يوري گاگارين


بنابراين سگي که بعدها به نام هاش پاييز(سگ بي سروصدا) معروف شد به وسيله يک سفينه کوچک به فضا پرتاب شد که پس از يک دور چرخيدن در مدار زمين به سلامت به زمين بازگشت. در پي اين آزمايش بسيار موفقيت آميز روسها تصميم گرفتند انسان را هم به فضا بفرستند. به دليل اينکه فضاپيما به نوعي يک وسيله پرنده تلقي مي شد شخصي که با اين وسيله به فضا مي رفت مي بايستي خلبان باشد. بنابراين اولين شخصي که به فضا رفت يک خلبان نيروي هوايي ارتش شوروي سابق به نام يوري گاگارين بود.


يوري

به اين ترتيب فصل جديدي در کشف ناشناخته ها گشوده شد. کشورهاي بلوک غرب نيز در پي آزمايشهاي موفقيت آميز روسها تصميم گرفتند اکتشافات فضايي خود را آغاز کنند. به اين ترتيب روسها به عنوان هسته اصلي اکتشافات فضايي بلوک شرق و آمريکايي ها به عنوان هسته اصلي اکتشافات فضايي بلوک غرب در اين زمينه با يکديگر به رقابت پرداختند. هر کدام از مراکز فضايي ( شهر فضانوردان در شوروي و ناسا در آمريکا) شرايط ويژه خود را براي جذب و آموزش خلبانان تعيين کردند. اين شرايط با توجه به نوع کاري که از فضانوردان انتظار مي رفت تعيين مي شد. بطور کلي فراهم کردن شرايط ادامه حيات موجودات زنده در فضا کار بسيار دشوار و پيچيده اي است. به همين دليل بيشتر ماموريت ها و اکتشافات فضايي روسها با استفاده از سفينه هاي بدون سرنشين انجام مي شد.


 



 شرايط فيزيکي


بطور کلي فضانوردان از ميان داوطلبان بسياري که براي اين کار تقاضا مي دهند انتخاب مي شوند. همه کساني که انتخاب مي شوند بايد از شرايط جسماني و روحي و رواني ويژه اي برخوردار باشند. ناسا و هر مرکز فضايي ديگر به دنبال افرادي هستند که کار را در اولويت فعاليتهاي زندگي خود قرار بدهد.


فضانوردان بايد از شرايط جسماني مطلوب همانند خلبانان برخوردار باشند. البته اصلاح ديد با استفاده از عينک يا لنز يا جراحي هاي ويژه که براي اصلاح ديد به کار مي رود مانعي براي فضانورد شدن نيست. به عبارت ديگر ناسا از اي